تبليغاتX
هم صدای عشق
هم صدای عشق

 

با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


بتازه غصه تا میخواد بتازه
نسازه روزگار با ما نسازه
شب و روز طعنهء دشمن دوباره
بباره از در و دیوار بباره
گاه هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم

بـــا هـــم

این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم!!!

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در شنبه سی ام مهر 1384 ساعت عشق9:1 | 

هنوزم در پي اونم
كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون لايقش باشم

هنوزم در پي اونم
كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون لايقش باشم

هنوزم در پي اونم
كه عمري مرحمم باشه
شريك خنده و شادي
رفيق ماتمم باشه

هنوزم در پي اونم
كه عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش
پناه خستگي باشه

ميگن جوينده يابندس
ولي پاهاي من خستس
منم تا با همين پاها ميرم
تا حدي كه جا هست

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

خدايا عشق من پاكه
درسته عشقي از خاكه
منم اون عاشق خاكي
كه از عشق تو دل چاكه

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384 ساعت عشق10:35 | 

خدایا بارلاها سینه ای باید ما را ده

رفیقی هم زبانی هم دلی هم ره ما را ده

محبت رفته از دلها نمیدانم میدانی

رفاقت گم شده در ما نمیدانم میدانی

خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور هم روشن کن

از این کینه
از این نفرت
از این سودا
تو به انسانها ایمن کن

خدایا ایزد یکتا
ز هر عرش کبریا بنگر

به کام کس نمیگردد
دگر این چرخ بازیگر
نه چون نه چنانی
نه عشق و ایمانی
که نور حق در دل افروزد

نه کفر انسان را
امید پایانی
جهان در این آتش
میسوزد

آه ای بارگاه کبریا

خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور هم روشن کن

از این کینه
از این نفرت
از این سودا
تو به انسانها ایمن کن

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 ساعت عشق9:6 | 

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه‎های دنیا توی سینه منه
توی قطره‎های بارون می‎شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی‎خوام
پشت این پنجره می‎شینم و آواز می‎خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می‎مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه‎ای داره
منم عاشقترم انگار وقتی بارون می‎باره
بعضی وقتها که می‎یای سر روی شونم میزاری
تموم غصه‎هارو از دل من برمی‎داری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه‎های دنیا توی سینه منه
توی قطره‎های بارون می‎شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی‎خوام
بعضی وقتها که می‎یای سر روی شونم میزاری
تموم غصه‎هارو از دل من برمی‎داری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت عشق9:54 | 

این روزها سنگینه سرت طول و دراز سفره
هوای مارو نداری شلوغ شده دور و برت
برات شدم مثل همه یه سایه مجسمه
از جون دنیا چی می‎خوای کجای دنیا مبهمه
هر چی میگم مال منی
ساز مخالف میزنی
هر چی میگم مال منی ساز مخالف میزنی
حلقه بی‎نگین شدی با اونا هم‎نشین شدی
مارو دیگه می‎خوای چیکار تو خوبها بهترین شدی
آرزو قاب نمی‎کنی شهرو خراب نمی‎کنی
دیگه واسه خاطر من کسی‎رو خواب نمی‎کنی
هر چی میگم مال منی
ساز مخالف میزنی
هر چی میگم مال منی ساز مخالف میزنی
عشقو گرفته تفرقه سفر میری بی‎بدرقه
تکلیف رویاهام چی شد دست تو بود بی‎دقدقه
عاشقی اما نداره جنون که حاشا نداره
از همشون عاشقترم این این دیگه دعوا نداره
ساده نمیشه تورو داشت باید پیشت ستاره کاشت
ماهو باید از آسمون رو طاق چشم تو گذاشت
من از تو دل نمی‎کنم من از تو دل نمی‎کنم
عاشقترینشون منم
من ولی دم نمی‎زنم دم نمی‎زنم

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384 ساعت عشق8:12 | 

 با افتخار وبلاگ خواهر عزیزم هم معرفی میکنم/.

http://www.khorshidkhanom.blogfa.com

در این وبلاگ قصد داریم که بیوگرافی خوانندگان رو بنویسیم امیدواریم که بتونیم

هم صدای خوبی برای شما باشیم.

با تشکر هم صدای من ، خورشید خانوم

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 ساعت عشق21:7 | 

هرنفس این ترانه ترنم شبانست
حضور یک هم صدا در دل این نشانست
تو رمزی از جنس نور غریبه ای در عبور
غریبه آشنایی برای این پر غرور
ای هم صدا تا تورو دیدم از ترس یک عشق در خود لرزیدم
درد این دل با تو گفتم وقتی این عشق در تو دیدم
تو شراره دل تا تو بودی وقتی عشق و از من ربودی
یه حس پرواز با تو باقی تو این سینه دل شده یاقی

از رخوت و سیاهی به مغز تو رسیدم
یه خط روشن عشق رو آسمون کشیدم
بیاوو همیشگی باش هم صدای جاودانه من باش
ای قاصد بهاری طلوع زندگی باش
حس حضورت انگار همیشه در همین جاست
بدون تو ای هم صدا دنیا جای عاشقاست
ای هم صدا تا تورو دیدم از ترس یک عشق در خود لرزیدم
درد این دل با تو گفتم وقتی این عشق در تو دیدم
تو شراره دل تا تو بودی وقتی عشق و از من ربودی
یه حس پرواز با تو باقی تو این سینه دل شده یاقی

هرنفس این ترانه ترنم شبانست
حضور یک هم صدا در دل این نشانست
تو رمزی از جنس نور غریبه ای در عبور
غریبه آشنایی برای این پر غرور
ای هم صدا تا تورو دیدم از ترس یک عشق در خود لرزیدم
درد این دل با تو گفتم وقتی این عشق در تو دیدم
تو شراره دل تا تو بودی وقتی عشق و از من ربودی
یه حس پرواز با تو باقی تو این سینه دل شده یاقی

تقدیم به هم صدای جاودانه من که با تمام وجودم دوستش دارم و خواهم داشت/....

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 ساعت عشق8:23 | 

  خون عشق تو تو رگ های منه                                       لحظه ی با تو بودنم به جون رسیدنه

امشب از آسمان دیدهء تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذ ها
پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانهء تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر خواب آور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو
کسی نیابد دگر نشانهء من
روح سوزان و آه مرطوب
بوزد بر تن ترانهء من

آه بگذار زین دریچهء باز
خفته بر بال گرم رؤیاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها

دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم ... تو ... پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ... بار دیگر تو

آنچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفان
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ/....

اینم وبلاگ بهترین دوست من kevin عزیزم

http://www.dark-angel.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در دوشنبه هجدهم مهر 1384 ساعت عشق17:8 | 

مي دونم كه يك نفر هست زير اين گنبد سنگي
كه مياد رو آسمونم مي كشه يه قوس رنگي
اون كه از تبار دريا ، اون كه از نسل ستاره س
وقتي باشه هر دقيقه يه تولد دوباره س
اون كه آينه ي اتاقم از حضورش بي نصيبه
توي اينه من نشستم اما من با من غريبه

فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه
آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه
از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره
زير خاكستر سردم ، شعله ي تو جون بگيره

يكي بايد اينجا باشه كه من رو بدزده از من
با من از خودم خودي تر ، بين تن باشه و پيرهن
يكي بايد اين جا باشد كه شب رو كم كنه از روز
روز تازه يي بياره جاي اين روز غزلسوز
يكي بايد اينجا باشه ، اوني كه مثل كسي نيست
وقت سر دادن آواز مثل اون همنفسي نيست

فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه
آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه
از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره
زير خاكستر سردم ، شعله ي تو جون بگيره

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در دوشنبه هجدهم مهر 1384 ساعت عشق10:59 | 

دل واپسي ندارم نا كه علي يارته
دستهاي پاك اين امام هميشه همراهته
دل واپسي وقتي مياد كه اعتقاد بميره
دل آدم از روزگار بي اختيار ميگيره
دست علي سپردمت
تا بدوني دوست دارمت
تو دست پاك اين امام
از دل و جون ميگزارمت
دست علي سپردمت
هديه تو شمائل علي رو قلب منه
اون ميدونه جدائي قلبم و آتيش مي زنه
وقتي ميگي راه نجات
از عشق دل كندنه
هديه آخرين من چشم تو بوسيدنه
علي بايد يارت باشه تا درامون بموني

نوشتم احساسمو تا درد منو بدوني
دست علي سپردمت
تا بدوني دوست دارمت
تو دست پاك اين امام
از دل و جون ميگذارمت
دست علي سپردمت
|+| نوشته شده توسط هم صدای من در شنبه شانزدهم مهر 1384 ساعت عشق11:23 | 

آسمون شب من پر از ستاره
نکنه که چشمات بارون بباره
اين من ترانه خون ميخوام بخونم
واسه تو قشنگترين هم صدای خونم

اي تو همرازم , شوق پروازم
بي تو ميميرم , بي تو ميسوزم
بي تو من خزان سردم , بي تو من بهار زردم
بي تو خارم تو بيابون , تويي مرهم واسه دردم

تورو ميخوام پاي اون پنجره بسته شبهام
که بياي دستاي گرمتو بذاري توي دستام

اي تو همرازم , شوق پروازم
بي تو ميميرم , بي تو ميسوزم

آسمون شب من پر از ستاره
نکنه که چشمات بارون بباره
اين من ترانه خون ميخوام بخونم
واسه تو قشنگترين هم صدای خونم
|+| نوشته شده توسط هم صدای من در دوشنبه یازدهم مهر 1384 ساعت عشق11:33 | 

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــم

گفتم که مست و عاشقم دیوونه تو
هر شب خرابم گوشه می خونه تو
گفتی ببندم عهدو با یاد تو بستم
تاج غرورم رو زیر پات شکستم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم
چون ساقی هر شب می کش می خونه باشم
گفتی که باید خاطرم شرط تو باشه
راه خیال خسته ام خط تو باشه
گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم
گفتی که دستمو بگیر گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم
گفتم و گریه کردمو پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم


گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــــم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بنويس بر ياس كبود   بنويس بر باورِ رود   بنويس از من بنويس  بنويس، بنويس، بنويس....

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در شنبه نهم مهر 1384 ساعت عشق8:18 | 

دلم می خواد که خورشیدو از آسمون بیارم
یه وقت نگی که من تو رو یه دنیا دوست ندارم

دلم می خواد که مهتابو بیارم توی خونه
شبو با تو سحر کنم اما چه عاشقونه

بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته

ببار ببار رو تن خستم، از عشق سیرابم کن
با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن

ببار ببار کویر لوتم، کولاکی، سیلابم کن
بیا منو با تب عشقت، بی تاب و بیتابم کن

بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته
|+| نوشته شده توسط هم صدای من در چهارشنبه ششم مهر 1384 ساعت عشق16:52 | 

عشق تو در دل من کشته شده
خسته و فرسوده شده , خالي و پژمرده شده

بخت من بسته شده ز دست تو
هيچ شده , بي سر و سامان شده

هنوزم دير نشده , دنيا هنوز پير نشده
هنوزم دير نشده , چشمام هنوز سير نشده
دنيا هنوز پير نشده , هنوزم دير نشده

حالا که ز دست تو پير شدم , مرد سپيد مويي شدم
از همه کس دور شدم , رونده و وامونده شدم
شکسته و خورد شدم , شکسته و خورد شدم

تو اگه با من بودي , مهر بودي , نازو نوازشم بودي
عشق ميشديم نور ميشديم , تو آسمون ماه ميشديم
دنيا رو صاحب ميشديم , دنيا رو صاحب ميشديم

هنوزم دير نشده , دنيا هنوز پير نشده
هنوزم دير نشده , چشمام هنوز سير نشده
دنيا هنوز پير نشده , هنوزم دير نشده

چه کسي دستامو در دست ميگيره
عصاي دست من ميشه
بخت منو جوونيمو پس ميگيره
جوونيمو پس ميگيره

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در دوشنبه چهارم مهر 1384 ساعت عشق10:47 | 

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تا كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست خسته ها بود

دو تا رو تنها گذاشتي
كندي هرچي رو كه داشتي
واسه رمز دو تاي عشق
حرمتي به جا نذاشتي

چقدر با تو گريه كردم
چقدر گفتم كه خسته ام
چقدر گفتم بهارم
پاي عهدمون نشستم

نم نم بارون چشمات
هم ميخوندي هم ميديدي
ناله هاي زخم عشقو
ندونستي نشنيدي

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تايي كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست پست باغ بود

مهربون ، عاشقي تنها
گفتن « دوست دارم » نيست
باغ من خشك شد و پژمرد
خواسته عشق تو كم نيست

دو تا پيش من ميمونه
تو برو هرجا تونستي
اما يادت نره عمرم
قدر دوتا ندونستي

|+| نوشته شده توسط هم صدای من در شنبه دوم مهر 1384 ساعت عشق11:24 | 

Powered By BLOGFA - This Template Designd By Sepehr Taheri